شبیه تر به مرداب - تاریخ: 1396/2/29 ساعت: 11:18
دلم گرفته بود. نگاهش کردم و گفتم: «یه خونه کوچیک می خوام تو دل باغ. باغی که درخت هاش رو خودمون کاشته باشیم. درخت های گیلاس، زرد آلو، گوجه سبز و انجیر. یه تاب تو حیاطش باشه که هر وقت دلم گرفت، با نشستن رو اون با هر بالا رفتنی اندوه رو فوت کنم تو آسمون
پیلیز اسمایل (: - تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 2:37
حتی وقتی هم که در حال باختنی، لبخند بزن. بگذار برنده ی میدان با خفت بِبَرد (:
نا امیدی - تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 1:59
ترسناک تر از خود ِ ناامیدی، ترس از ناامید شدن است. ترس از شرمنده شدن پیش خویشتن و ترس از به هم ریختن معادلات ذهنی که روز ها با آن زندگی کردی! باور کن...
انسانیت - تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 1:59
دندانپزشکم مرد خوبی است. اینکه می گویم خوب یعنی منصف، مهربان و کمی هم شوخ طبع. صورتش همیشه خنثی است و هیچوقت خوشحالی و ناراحتی اش قابل تشخیص نیست، اما از رفتار هایش می توانی بفهمی که قلب مهربانی دارد. دیروز فهمیدم که به خدا اعتقاد چندانی ندارد. اما خ
باور - تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 1:59
هر روز با خودت تکرار کن: زمانی به رویاهایت می رسی که باورش داشته باشی. زمانی باورش داری که خودت و توانایی هایت را باور کنی، و زمانی خودت را باور می کنی که شروع به تلاش کنی. هر روز با خودت تکرار کن و این جمله های انرژی مثبت الکی را که فقط می گویند: «رویایت را باور کن» را باور نکن. رویایت زمانی می شود...
من مانده ام تنهای تنها .. - تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 1:59
آدم ها، وقتی دلشان میگیرد و کسی را ندارند برای حرف زدن، تازه آنجاست که می فهمند در این دنیای بزرگ، چقدر تنهایند ...
دوستت ن..دارم (!) - تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 1:59
گفتم «دوستت ندارم» و شاید این تنها کاری بود که همیشه به درستی انجامش داده بودم. حتی اگر صرفا یک احساس کاملا مقطعی بوده باشد، در آن لحظه واقعیت محض بود. میدانی؟ وقتی یکی به چشم هایت نگاه هم نیندازد، وقتی دستت که برای گرفتن دستش دراز شده را پس بزند، و
خسته از کارهای اداری :| - تاریخ: 1396/2/2 ساعت: 10:56
فکر می کنم فقط کسانی میگویند: «ایران را دوست دارم» که هنوز به طور مستقیم، سر و کارشان به کاغذ بازی ها و پاس کاری های کلانتری، دادگستری، بانک، بیمه یا هر ارگان دولتی دیگر که باید خدمتی را ارائه دهند، نخورده است! و گرنه بعید است که برای یک کار خیلی خیلی خیلی کوچک، تاکید می کنم کار بسیار کوچک و ناچیز
بگو دوستت دارم لطفا - تاریخ: 1396/2/2 ساعت: 10:56
مرد های متفاوت، شیوه های متفاوتی هم برای دوستت دارم گفتن دارند. یکی در چشمانت زل می زند و می گوید دوستت دارم، یکی چشم هایش را از صورتت بر نمی دارد تا نشان دهد که دوستت دارد. یکی هم وقتی که می بیند حوصله ی ظرف شستنت نیست، می رود سراغ ظرف های در سینک آشپزخانه و بی آن که صدایی از او درآید، با کارهاش فر...
خوشحالی - تاریخ: 1396/2/2 ساعت: 10:56
اگر دلیل خوشحالی آدم ها را نمی فهمیم، لطفا با بادی به غبغب، نیاییم بزنیم توی برجکشان! چون آدم ها برای خوشحالی هایشان یا دلایل قانع کننده ای برای خودشان دارند ؛ یا جز این راه، چیز دیگری برای خوشحالی و عرضه ندارند...
قهرمان - تاریخ: 1396/2/2 ساعت: 10:56
خیلی عجیب است. این دنیا و آدم هایش خیلی عجیبند. در هوای خنک و دلنواز بهاری، در ماشین نشسته بودم و به جاده و ماشین های دیگر نگاه می کردم. به آدم هایی که درون ماشین ها بودند و هر کدام ـشان دنیای جالبی برای خودشان داشتند. خانم و آقای میانسالی که گویا روزگار کمی اعصابشان را لای منگنه گذاشته بود و رنگ از
مثل هیچکس - تاریخ: 1396/2/2 ساعت: 10:56
- هنوز بهش فکر می کنی؟ + همیشه بهش فکر می کردم ... - چرا؟ + آخه یه جوری که هیچکس دوستم نداشت، دوستم داشت ...
کُپی (!) - تاریخ: 1396/2/2 ساعت: 10:56
زندگی هر کسی مسیر خاص خودش را دارد. جاده های زندگی هر کسی، پیچ و تاب و بالا و پایین های منحصر به فرد خودش را دارد. شاید اوضاع و احوالمان در کلمات با خیلی ها یکی باشد، اما این فقط ظاهر همیشه غلط انداز زندگی است. میلیون میلیون شیوه ی زندگی ِ در ظاهر مشابه، وجود دارد که هیچ کدامشان فرمولی شبیه به یکدیگ
اشتباه جبران ناپذیر - تاریخ: 1396/2/2 ساعت: 10:56
همیشه فکر می کردم چه اشتباه جبران ناپذیری می کنم که با فامیل هایمان زیادی جور نیستم. چه کار زشت و ناپسندی است که با هیچکدام آن ها حرف چندان مشترکی ندارم و صمیمیت کمرنگی بینمان است. تلاش کردم رابطه های تیره و تار، کمرنگ و بی رنگ را جلا دهم و حالا روز های بعد از آن است که حس می کنم، این اشتباه ِ بزرگ
وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم * - تاریخ: 1396/1/4 ساعت: 2:33
همیشه می گفت از دختر هایی که بعد از ازدواج، خودشان را رها می کنند و دیگر حواسشان به خودشان و زیباییشان نیست، خوشم نمی آید. نه تنها او، مرد های دیگری هم که می شناختم همین را می گفتند. اما من همیشه در جواب این حرف ها، لبخندی داشتم که به لبم بنشیند تا اعتماد به خودی شود که باورش داشتم. چند روز پیش اما،
نود و پنج - تاریخ: 1396/1/4 ساعت: 2:33
بیچاره سال 95! هیچکس دوستش ندارد و همه منتظرند پایش را برای همیشه از زندگی ببرّد و برود. یادم می آید کوچک تر که بودم، در سالی که می گفتند سال اسب است، جوان های زیادی در شهرم مردند. همه ی مردم هم به اتفاق می گفتند: «مرگ و میر امسال زیاد است، چون سال اسب است». سال 93 که با نام اسب از راه رسید، با آن ک
تحریک - تاریخ: 1396/1/4 ساعت: 2:33
گفت: «وقتی غذات رو به روت باشه، اشتهات برای خوردنش بیشتر میشه، چون ذهنت تحریکت میکنه. نه تنها غذا، واسه همه چیز همینه!». داشتم به حرف هایش فکر می کردم و با خودم می گفتم لابد دلیلش این است که ذهن هم می داند برای هر چیز انتهایی است، همه چیز تمام می شود، و هر چیزی یک روز می میرد! لبخندی از سر موافقت زد
من لیلی ِِ توام (: - تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 21:26
با تو شاید نشوم، لیلی ِ قصه های دور اما اینکه هستی و دل به عشق تو دچار به خدای عشق قسم باز همین می ارزد ...
انتخاب درست ... - تاریخ: 1395/12/23 ساعت: 20:26
هر وقت که می خندی، مطمئن تر می شوم که انتخاب درست زندگی ام، «تو» بودی ...
یه قدم جلوترم .. - تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 3:33
مهم نیست که چقدر دوستش داری، همین که کنارش احساس امنیت می کنی، یعنی از دنیا و بازی های رنگارنگش یک قدم جلو تری!

برچسب‌های مرتبط

خیانت به انگلیسی | خیانت زن به شوهر | دنیای وارونه | دنیای وارونه اینو خوب میدونه | دنیای وارونه من | وصلة كهرباء | وصله پینه | متواضع بالانجليزي | متواضع بالفرنسية | پس زده شدن