علایق رنگ می بازند، آدم ها که نه!! - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 23:32
می گفت دوستم دارد و اصلا برایش مهم نیست که ۳ سال از من کوچک تر است. می گفت بودن با من خوشحالش می کند. می گفت عاشق شده است.. دروغ هم نگفت!! حجم علاقه و توجه اش را بعد از دو سال فهمیدم. زمانی که برای بار چندم، اتفاقی از کنارش رد شدم و "اصلا" من را نشناخت :| + هیچوقت دوستت دارم ها را عمیقا باور نکرده ا...
نام تو، عشق است ... - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 23:32
عشق فقط دوستت دارم هایی نیست که چشم بدوزم به چشمت و رج به رج حرف ببافم برایت ... همین که در خلوتم نامت را می نویسم آهنگین زمزمه اش می کنم و خط میزنم، یعنی عشق یعنی دوستت دارم ...
سنگ - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 23:32
داشتم دختر بچه هایی که باله می رقصیدند را نگاه می کردم و لبخند می زدم که زد روی شانه ام و گفت: "میدونی نامزد کردم؟"، لبخند گشادی زدم و تبریک گفتم و "قسمتت بشود" دخترانه ای شنیدم و خندیدم. راستش پریسا دختری نبود که بیاید از زندگی اش حرف بزند؛ نه که حرفی نزند ها، اما فقط در حد ساعت خواب و خانه ام این ...
دنیای ساکت - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 23:31
نمیدانم! شاید انتظار نداشتم که انقدر شاد باشند. شاید فکر می کردم چون در عرف جامعه، "ما" سالم خطاب می شویم، باید خوشحال تر و شاد تر از بقیه باشیم. شاید انتظار آدم های کز کرده ای را داشتم که حالشان خوب نیست و پا از در خانه بیرون نمی گذارند و اگر هم می گذارند، زمین تا آسمان با بقیه فرق دارند. اما آن ها...
هیزم - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 0:13
چیزی برای پنهان کردن وجود نداشت.من همیشه همین بودم. با همان نگاه های معمولی و گاها کنجکاوانه. با همان لب های خندان و همان انرژی معمولا همیشگی که از بس وجود دارد، دیده نمی شود. چیزی برای پنهان کردن وجود نداشت، وقتی که حرف هایم رک گفته می شد. وقتی که حس می کردم دوستشان ندارم، فاصله می گرفتم و نمی دیدم...
دست های تو عشقند .... - تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 1:53
صورتم را که میان دستانت می گیری، به غنچه ای می مانم .. در پناه ِ دست های تو، می شود مست شد می توان شکفت ...
آدم ها تغییر می کنند ﴿۴﴾ - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 11:29
آدم ها عوض می شوند. خیلی وقت ها حتی نیاز نیست که خودت را در آینه ببینی تا بفهمی که عوض شده ای. حتی نیازی به شمردن خطوط گوشه ی چشم و تار های سفید شده ی مو هایت نیست. یک روز که دوستی را می بینی و می فهمی خنده های روی لبت شرطی شده اند، مصنوعی شده اند؛ یعنی عوض شده ای! خیلی پیش تر از این که به خودت بیای...
افکارت حکم بذر را دارند، درو و برداشتت وابسته است به بذرهایی که کاشته ای. - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 19:44
ما در عالمی زندگی می کنیم که قوانینی در آن وجود دارد؛ درست مانند قانون جاذبه. اگر تو از ساختمانی سقوط کنی، مهم نیست آدمی خوب یا بد باشی، به هر حال به زمین اصابت می کنی. راز - راندا برن شاید بشود اسم دیگرش را به جای "راز" و "قانون جذب" گذاشت "خوش بینی". چیزی مثل تلاش کردن و باقی اش را سپردن به خدا، ک...
همیشه مظلوم - تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 2:00
وقتی یکی با آمدن محرم خوشحال می شود، درکش نمی کنم. وقتی یکی می گوید "بوی خوش محرم"، نمی فهممش. وقتی یکی روی پروفایل تلگرامش روز شمار محرم می زند، تعجب می کنم. فکر کنم اولین باری که با آمدن محرم دلم گرفت، سوم راهنمایی بودم. کتابی از مدرسه جایزه گرفته بودم که مصیبت های کربلا را می گفت. غم های آن روز ه...
من قول داده ام... - تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 16:53
خواب دیدم که دارد می رود. نمی دانم کجا، اما داشت می رفت. داشت شانه خالی می کرد. ساعدش را گرفتم و گفتم: "ما با هم می تونیم این درد ها رو تحمل کنیم!". نگاهم کرد... از خواب پریدم. صدای آب می آمد، انگار داشت دست هایش را می شست که برود. به خودم قول دادم دیگر سر به سرش نگذارم. شاید یک روز که می رود سرکار ...
دتر - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 19:13
با خودم گفتم اگر تمام آرزوهای کودکی ام را کادو پیچ کنند و بیاورند جلوی چشمانم، انرژی از دست رفته ام باز نخواهد گشت! دراز کشیدم، پتوی نه چندان ضخیمم را کشیدم به تنم و پلک های سنگینم را روی هم گذاشتم که تلفن همراهم زنگ خورد. اسم ذخیره شده ی ِ روی گوشی را که دیدم لب هایم به پهنای صورتم گشوده شد، چشم ها...
تاییدم کن ﴿۲﴾ - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 21:21
اوضاع به گونه ای پیش می رود که در اکثر جمع ھایی که نشسته ایم و بحث می کنیم، یک نفر همیشه هست که متکلم وحده ی جمع باشد و همه هم حرف ھایش را با تکان دادن مداوم سر، تایید کنند. حالا فکر کن تو تنها کسی باشی که با بیش از ۵۰٪ حرف هایش مخالف ھستی! یا باید مخالفتت را اعلام کنی و رانده شوی از جمع و بگویند: "...
روسری سر کن و نگذار میان من و باد/سر آشفتگی موی تو دعوا بشود ٭ - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 21:20
داشتم موهایم را شانه میکردم که یکی از تارهایش پیچید دور انگشتم. یادم آمد گفته بودی پیچک است موهایم؛ بلند و رونده. گفته بودی هر تارش از تار های گیتار خوش آهنگ تر است و سیاهی اش روی شب را سیاه می کند. گفته بودی مثل قالی، باید رج به رج آن را عشق کرد، و مثل کامواهای رنگارنگ ِ پاییزی، آرام آرام آن ها را ...
مردها نیستند که ما را گول میزنند، خودمان هستیم که خودمان را فریب میدهیم. - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 21:20
" شما زنی منحصر به فرد و بی همتا هستید. هیچکس دیگری در این دنیا وجود ندارد که بتواند به خوبی شما خودتان باشد. دیگری نمی تواند شبیه شما باشد و بزرگ ترین ویژگی و علامت مشخصه ی شما نیز، منحصر به فرد بودنتان است. هنگامی که قرار است خودتان باشید، هیچکس نمی تواند رقیبتان باشد. زیرا فقط شمایید که می توانید...
"برام فرقی نمیکنه" - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 21:20
ماندن با بعضی از آدم ها، بال آرزوهایت را می چیند. یعنی باید دست از چیزهایی که دوستشان داری بشویی و فراموششان کنی. باید کمی خودت را جمع و جور کنی و درون چارچوب های جدیدی جای دهی. باید طعم تغییر را بچشی، اما تغییر هایی که چندان خوشایند خودت نیست و به آن ها معتقد نیستی. بودن با آدم هایی که تو را همان ک...
شوهر می خواهم چه کار (!) - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 21:20
می گفت: "خواستگارهای زیادی دارم، پولدار، جذاب، چھارشانه. اما خودم ازدواج نمی کنم، شوھر می خواھم چکار". راست می گفت خب! شوھر می خواست چکار؛ وقتی وارد زندگی آماده ی مردان زن داری میشد که با اندکی عشوہ، تمام امور زندگی آن ھا را در دست می گرفت و ریاست می کرد!! حالا چند وقتی می شود که ازدواج کرده؛ با یکی...
تو همان پاییزی! - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 21:20
تو مثل غروب پاییزی !! سرد غم انگیز اما دوست داشتنی ... و من، ھمان برگی ھستم که موسم آمدنت زرد میشوم، و در آغوشت می افتم به خاک و سنگ فرش رفتنت را غریبانه بوسه میزنم ...

برچسب‌های مرتبط

خیانت به انگلیسی | خیانت زن به شوهر | دنیای وارونه | دنیای وارونه اینو خوب میدونه | دنیای وارونه من | وصلة كهرباء | وصله پینه | متواضع بالانجليزي | متواضع بالفرنسية | پس زده شدن