نفیس

خرید بک لینک


مادر جان همیشه می خواست که جای خواهر نداشته ام را پر کند، همیشه می خواست جای دوستانی که دورم را شلوغ نکرده اند را پر کند. پر هم کرد، اما زمان هایی بود که نمی خواستم اندوه دخترانه ام روح نازک مادرانه ی مادرم را خدشه دار کند، پس حرف هایم روی دستانم می ماند و گلویم از درون چنگ زده می شد. من می ماندم و اندوهی که بزرگ و بزرگ تر می شد... اما زمانه خیلی هم بی رحم نبود، خواهر جان کوچکی هدیه ام کرد که عاشقش شده بودم. دوست ارزشمندی که جای خواهر نداشته ام را چنان پر کرد که گویی هرگز نیازی به خواهر در زندگی ام احساس نکرده بودم. حالا چند ماهی می شود که ندارمش... دلیلش هم زیاد مهم نیست. گاهی نگران کلاس و امتحان و روابطش می شوم. گاهی دلتنگ حرف ها و صداقتش می شوم. گاهی دلم پر می زند برای ناله های دخترانه مان، تعریف اتفاق های خوب، خواستگار هایی که دوستشان نداشتیم، عکس های یک هویی، قربان صدقه رفتن ها و تشر زدن ها... دلم تنگت شده است دوست جانم ، دلم تنگت شده است ...

اگر دوست هایی داشتم که هدیه شده بودند برای گذران روزهای تنهایی ام، باور کن نفیس ترینشان تو بودی نفیسه جان❤

یک فنجان دوست داشتن، مهمان من .....

ما را در سایت یک فنجان دوست داشتن، مهمان من .. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 38 تاريخ: جمعه 13 اسفند 1395 ساعت: 21:13

صفحه بندی