وقتی که می فهمی عزیز ترین های زندگی ات، دیگران را به تویی که بخاطر آن ها خیلی از بهترین هایی که برایت بودند را پس زدی، ترجیح داده اند، دیگر تردید نکن! تردید نکن که وقتش رسیده که یک چمدان جمع و جور بگیری و پر از خالی های زندگی ات بکنی و بروی به هر جایی که روحت زنده بماند... این پا و آن پا نکن که اگر نروی، محکوم می شوی به خرد شدن های هر روزه، به دیدن و شنیدن چیز هایی که استخوان لای زخمت شده اند.
تو که نمی خواهی تنها چیزی که از دنیا برایت مانده، زیر پای آدم هایی که سریع رنگ عوض می کنند، له بشود؟ تو که نمیخواهی خودت زیر پاهای آن هایی که از ته دل دوستشان داشتی، له بشوی؟
ما را در سایت یک فنجان دوست داشتن، مهمان من .. دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 33