اگر تمام سبک سری ها و رفتار های گاهاً ناپخته ی "یلدا" در سریال "هشت و نیم دقیقه" را کنار بگذاریم و نادیده بگیریم، آن زمانی که یلدا بزرگ منشی کرد و به خانه ی خواهر شوهر آینده اش رفت و خیلی قاطع گفت: "از فرزین هیچ چیز نمی خواهم و سهم من از او قلبش است" و تاکید کرد که ۵۰۰ سکه ی سر عقد را هم خواهد بخشید؛ داشتم به این فکر می کردم "من" چقدر حاضرم برای عشق کسی کوتاه بیایم؟ چقدر میتوانم به جسارت و علاقه ی کسی که می گوید دوستت دارم اعتماد کنم؟ آیا اصلا می توانم کسی را تا این حد دوست داشته باشم و پایش به ایستم؟ آیا ...
جواب تمام این سوال ها اگر "نه" نباشد، قطعا "نمی دانم" گنده ای است که یک دنیا تردید پشتش قایم شده است ...
ما را در سایت یک فنجان دوست داشتن، مهمان من .. دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 31