خرید بک لینک

خب راستش مقصر من بودم. مقصر ِ مقصر هم که نه، اما من مقصر تر بودم. جالبش هم اینجاست که اصلا به روی خودم نیاوردم و قیافه ی حق به جانب زنانه ای گرفتم که نگو! تماس گرفت، صدایش را که شنیدم و دیدم با انرژی نقطه ای گذاشته ته تمام دلخوری ها، چپیدم در آشپزخانه و زنانگی کردم. شکم کدو ها و بادمجان ها را خالی می کردم و لبخند می زدم. شکم فلفل های دلمه ای را خالی میکردم و شاد بودم. دلمه ها را آماده کردم و چیدم در ظرف و با خودم می گفتم وقتی که آمد تو هم لبخند بزن و نقطه ای دیگر بگذار ته دلخوری ها. دلمه ها پختند، کباب ها پختند، برنج زغفرانی را قلب طور قالب زدم و گذاشتم روبرویش، همین که گفت «به به چیکارا کردی ...»، همین که لبخند زد، همین که خوشحال شد، مزد زحمت هایم را گرفتم. مزد زنانگی ام را گرفتم...

برچسب: نویسنده: میلاد فلاح تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 14:05

صفحه بندی